توی مسافرخانه فقط من بودم و تو .کنار پنجره ایستاده بودیم و به دشت سرسبز روبرو که نور مهتاب روشنش کرده بود نگاه می کردیم .صدایی از دورها می آمد.مردی بود که آواز محلی می خواند و ما در اتاق خالی و بدون اثاث والس می رقصیدیم !
دختر بچه با تعجب نگاهم می کرد .
مرد پرسید : لایت ؟نفهمیدم یعنی چه. گفتم :آره .
دختر بچه فهمید یعنی چه انگار. یک قدم از من فاصله گرفت .
صدای پای کسی آمد.من را توی گنجه ی خالی ِ اتاق خالی ِ مسافر خانه ی خالی پنهان کردی .نخواستی کسی من را ببیند و من در ترس و تاریکی ِ گنجه فکر می کردم این دومین بار است که والس رقصیدیم و دفعه ی قبل یادم نمی آمد که کی بود.
دو پُک اول معجزه بود. میل شدیدی برای نوشتن درمن ایجاد کرد.دومی را با آتش اولی گیراندم .
یادم آمد که دود سیگارت حالم را بد می کرد و تو چقدر بدت می امد که من دستم به سیگار بخورد. خنده ام گرفت . گریه ام گرفت .
برایم اس ام اس فرستادی .بلند بود و متنش را با یک بار خواندن از بر شدم .فهمیدم که حتی یک شب هم تحمل نکردی بی خبر باشی از من.
یاد گرفتم دود را توی ریه ام فرو کنم. ولی اولش می ترسیدم قورتش بدهم و زود از دهانم بیرون می ریختمش.
اکثر مردها فکر می کنن زن خراب ترجیح دارد به زن سیگاری.
بیدار که شدم قبل از اینکه چشمهایم را باز کنم گوشی –که حتی شبها هم به امید خبری از توخاموشش نمی کنم –را نگاه کردم.دنبال اس ام اسی بودم که متنش را از بر کرده بودم. نبود.ولی من هنوز یادم بود که چه فرستاده بودی برایم.
سومیش را نگه داشتم برای امروز.دیشب با یه پرس و جوی ساده فهمیدم" لایت یعنی چه. کم نیکوتینش را می گویند. زنانه اش را.
مرد از کجا فهمیده بود برای خودم می خواهم ؟
اس ام اسی نبود .مسافرخانه و دشت و آواز محلی هم . همه اش خواب بود؟
سومیش را که دود کردم دوباره معجزه اتفاق افتاد .نمی دانم همیشه دو سه پُک اول اینقدر معجزه است؟
خواب را حسابی از کله ام پراند .
می دانستم نیست ولی باز گوشی را زیر و رو کردم برای پیدا کردن متنی که تو هرگز نفرستادی ولی من از بر بودمش.
چشمم افتاد به اخرین اس ام اس تاریخ گذشته ات "دوستت دارم".
