بعضی چیزها بویشان عین هم است.
تشخیص بوی تخم مرغ گندیده، گوگرد و واجبی از هم سخت است.
عین بوی شک و خیانت.
همه شان حالت را اینقدر بهم می زند که تو ترجیح می دهی نایستی تا بویشان را بیشتر استشمام کنی. که تشخیص بدهی تخم مرغ گندیده بود یا گوگرد.
ترجیح می دهی فرار کنی.
ترجیح می دهی نفس نکشی.
حالا چه فرقی می کند که من شک داشته باشم به وفاداری تو ،یا اینکه تو واقعا خیانت کرده باشی؟
در هر دو صورت حاضر نیستم داخل گند سرک بکشم که بخواهم تشخیص بدهم این بوی نامطبوع از تخم مرغ گندیده است یا واجبی.
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 12:17  توسط زهرا سیدین
|